حضرت سقاء
باخود از صمیم قلب گفتم،نه او جنگ را نمی بازد
                                                        
درباره وبلاگ

تا بوده همین بودم و تا هست همینم

من خاک کف پای یل ام بنینم


REZAQOLI.ALI@GMAIL.COM
مدیر وبلاگ : علی رضاقلی
نویسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
تصاویر تصادفی
لگوی حضرت سقاء
    حضرت سقاء


لگوی دوستان
پایگاه اینترنتی قافله
کم‍پ مجازی بسیجیان امام خامنه ای
وبسایت جامع بوی سیب
پایگاه تخصصی حجاب آنلاین حسین جان پایگاه فرهنگی - مذهبی شور حسین محض رضا بسم رب الشهدا و صدیقین jood Support

افسران - وارث درد فاطمه (س) را زهر دادند... 

آیا شده بال و پرت آتش بگیرد

هر چیز در دور و برت آتش بگیرد

آیا شده بیمار باشی و نگاهت

از نیش خند همسرت آتش بگیرد

آیا شده یک روز گرم و وقت افطار

آبی بنوشی ... جگرت آتش بگیرد

آیا شده تصویری از مادر ببینی

تا عمر داری پیکرت آتش بگیرد

می گریم از روزی که می بینم برادر

در کوفه موی دخترت آتش بگیرد

می گریم از روزی که می بینم برادر

از هرم خاکستر سرت آتش بگیرد

آه ... از خنکهای گلویت بوسه ای ده

تاقبل از اینکه حنجرت آتش بگیرد

آقا بس است دیگر مگو از شعله هایت

ترسم که جان خواهرت آتش بگیرد





نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، باب الحوائج، مذهبی، دل نوشته، فرهنگی اجتماعی، 
برچسب ها :




IMG_0067
 

ای کاش بشنوم سحری دست فرشچیان 

بعد از حسین برای حسن میزند ضریح





نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، مذهبی، دل نوشته، فرهنگی اجتماعی، 
برچسب ها :





عاقبت این عشق هلاکم کند

 در گذر کوی تو خاکم کند

تربت تو بوی خدا می دهد

 بوی حضور شهدا می دهد

بی سر و سامان تو ام یا حسین

دست به دامان تو ام یا حسین

چیست شفا بخش دل ریش ما 

مرهم زخم و غم و تشویش ما

چیست به جز یاد گل روی تو

 سجده به محراب دو ابروی تو




نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، مذهبی، دل نوشته، فرهنگی اجتماعی، 
برچسب ها :




سه شنبه 15 مهر 1393 :: نویسنده : علی رضاقلی

سماوری که به بزم حسیــن می جوشـد

بخار رحمت آن جُــــرم خلق مــی پــوشد

حدیث باده و تسنیم و سلسبیل کم گوی

بگو حکایت مـستی که چای می نوشــد

(شاعر: حضرت آیت الله سید احمد نجفی)








نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، مذهبی، دل نوشته، فرهنگی اجتماعی، 
برچسب ها :




 

باور نمی کردم گذرها را ببندند

من را که می بینند درها را ببندند

 

خورشید بودم زیر نور ماه رفتم

جان خودت تا صبح خیلی راه رفتم



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، مذهبی، دل نوشته، فرهنگی اجتماعی، 
برچسب ها :




 

بنویسید مرا یار اباعبدالله

اولین بنده ی دربار اباعبدالله

منتظر مانده ی دیدار اباعبدالله

من کجا و سر بازار اباعبدالله

تا خدا هست خریدار اباعبدالله



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، مذهبی، دل نوشته، فرهنگی اجتماعی، 
برچسب ها :




دوشنبه 14 مهر 1393 :: نویسنده : علی رضاقلی


من مثل نامه ی سربسته شدم


مثل یك دل، دل بشكسته شدم


در زدم تو خونشون رام ندادن


انقدر قدم زدم خسته شدم



ادامه مطلب


نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، مذهبی، دل نوشته، 
برچسب ها :




دوشنبه 14 مهر 1393 :: نویسنده : علی رضاقلی


عباسم و در پی خطر می گردم

دور و بر خیمه تا سحر میگردم

صدبار دگر علقمه را فتح کنم

هر بار دوباره تشنه بر می گردم





نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، باب الحوائج، دل نوشته، مذهبی، 
برچسب ها :




شنبه 21 تیر 1393 :: نویسنده : علی رضاقلی
http://bayanbox.ir/id/173867085134482871?view

دم افطار که بی‌تاب‌تر و تشنه‌ترم

می‌شوم غرق علمدار...عمو...آب...حرم...






نوع مطلب : شعر مذهبی، عکس مذهبی، باب الحوائج، مذهبی، دل نوشته، 
برچسب ها :




چهارشنبه 3 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : علی رضاقلی
افسران - بهشت را همین جا یافتم....

بهشت را همین جا یافتم....

کنار سجاده تو....

و عطر رازقی های دعای بعد از نمازت...

مرا می بری تا انتهای آبی شدن...

باور کردم به راستی که بهشت زیر پای توست





نوع مطلب :
برچسب ها :






( کل صفحات : 44 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
 
   

كد بنر ما جهت تبادل بنر

x">

 

  پایگاه تخصصی تبیان مهدویت